اگه از ویندوز استفاده میکنید (مثل خیلی های دیگه), یا مجبورید برای بعضی چیزا از ویندوز استفاده کنید (مثل خودم) یا برنامه های مولتی پلتفرم مینویسید (مثل اونایی که برنامه های مولتی پلتفرم مینویسن!!!) ممکنه از خودتون بپرسید توی ویندوز میشه برنامه نویسی ++C/C  آزاد کرد؟

بلهههههههههههههههههههههههههههههههه که میشه.

اما یه اشکال وجود داره. شما اگه از C++ BUILDER یا Visual Studio استفاده میکنید برنامه ی شما آزد به حساب نمیاد. چرا؟ چون این برنامه ها رو دزدیدید! اونایی که این برنامه ها رو واقعا خریدن که خوشا به حالشون. ولی اکثر افراد (حداقل توی ایران) نسخه های دزدی این برنامه ها رو استفاده میکنن. شمایی که سنگ ماکروسافت رو به سینه میزنین آیا تا به حال به این موضوع فکر کردن که کمپانی دلبندتون اگه دستش بهتون برسه اولین کاری که میکنه اینه که شما رو بندازه زندان؟

حالا روی ویندوز چی داریم؟ MingW و MSYS میتونن جواب خوبی برای این سوال باشن.

برای مبتدی هایی که می خوان بدونن:

MingW مجموعه کامپایلر های گنو (GCC) هست که برای ویندوز کامپایل میشه.

MSYS تعدادی از ابزار های سیستم های یونیکس مثل SH یا TAR یا چیزهای دیگه هستش که ممکنه برای کامپایل بعضی برنامه ها لازمتون بشه.

 

برای پیکر بندی این دوتا بسته روی ویندوز شما نیاز دارید سه تا فایل اجرایی زیر رو دانلود کنید:

1-  از این آدرس, بین زیر شاخه هایی که در این صفحه لیست شده اند, زیر شاخه ی MSYS Base System رو پیدا کنید و داخل اون جدید ترین ورژن این برنامه رو دانلود کنید که اسم فایلش شبیه اینه: MSYS-1.0.11.exe

2- دوباره در همون آدرس بالا, بین زیر شاخه ها ی لیست شده, زیر شاخه ی MSYS Supplementary Tools رو پیدا کنید و جدید ترین ورژن برنامه ی msysDTK رو ازش دانلود کنید که اسم فایلش شبیه اینه: msysDTK-1.0.1.exe

3- در آخر هم از این صفحه, و در قسمت Download اولین فایلی که برای دانلود گذاشته شده رو دریافت کنید. این فایل با عنوان Bundled Installer مشخص شده.

 

یکی یکی به ترتیب فایل ها رو نصب کنید. برای نصب دوتا فایل اول از آدرس زیر استفاده کنید:

C:\msys\1.0

و فایل آخر رو هم توی آدرس زیر بریزید:

C:\msys\1.0\mingw

بعد از نصب این فایل ها,  فایل fstab.sample رو که در آدرس C:\msys\1.0\etc قرار داره رو به fstab تغییر نام بدید. فایل رو باز کنید و دو تا خط آخر فایل رو از چیزی که در پایین میبینید:

#Win32_Path                    Mount_Point
c:/mingw                             /mingw
c:/ActiveState/perl       /perl

به صورت زیر ویرایش کنید:

#Win32_Path                        Mount_Point
c:\msys\1.0\mingw          /mingw
#c:/ActiveState/perl        /perl

بعدش هم ادرس های زیر رو به متغیرهای PATH سیستم خودتون اضافه کنید:

C:\msys\1.0\bin

C:\msys\1.0\mingw\bin

به روز رسانی: این پست در تاریخ 25 آبان 88 مورد ویرایش مجدد قرار گرفته است.

– شما برنامه نویس هستید؟

– شما مثل من و خیلی های دیگه بیشتر از یه کاربر معمولی پشت کامپیوتر میشینی؟

– شما هفته ایی چند ساعت ورزش میکنی؟!!!!!

دقیقا… مهمترین قانون جهان برای برنامه نویسان و البته همه مردم, ورزش کردنه. من تو سنین پایین تر به تناسب سنم و هیجانی که اون موقع ها داشتم شروع به فعالیت تو ورزش های رزمی کردم. ورزش رزمی امادگی ایی رو به بدن شما میده که حرفه ایی ترین بدن ساز کارها هم نمی تونن چنین آمادگی ایی رو داشته باشن. از طرفی یه ورزش رزمی, روح شما رو به شدت تحت تاثیر قرار میده. خیلی از افراد که عشق دعوا و بزن بزن بودن بعد از شروع در ورزش های رزمی به آدم های کاملا سر به زیری تبدیل شدن!

من توی یه خانواده ی ورزشکار به دنیا اومدم که تقریبا 70 درصد کل خانواده ام در ورزش فعالیت میکنن. جو خانواده جوریه که اگه ورزش نکنی خیلی راحت تورو جلوی جمع مسخره میکنن!!!!!!!!! چند سال پیش که دستم شکست و پلاتین توش کار گذاشته شد, تقریبا ورزش رو فراموش کردم. دیگه حال ورزش کردن نداشتم. وزنم کم کم بالا تر میرفت و بدنم دیگه اون نشاطی که قبلا داشت رو نداشت. از همه مهم تر روحیه ام بود. اما از چند وقت پیش بالاخره با کلی ترس و لرز (ترس از آسیب دیدن دوباره دستم توی ورزش) دوباره ورزش رو شروع کردم. مسلما اینقدر کم عقل نبودم که با این شرایط دستم دوباره بخوام رزمی کار کنم. خیلی از باشگاه های بدن سازی هم به خاطر وضع دستم به من اجازه ی فعالیت نمی دادن چون می گفتن براشون مسئولیت داره.

اما ورزش فقط کار توی یه رشته ی خاص نیست.ورزش یعنی تحرک. البته بالاخره یه باشگاه آشنا پیدا شد و بهم اجازه داد که اگه قول بدم با وزنه های سنگین کار نکم بهم اجازه بده تو باشگاش تمرین کنم. در حال حاظر مدت هاست که گوشت قرمز نمی خورم. مدت هاست که چیزایی مثل پفک و بقیه تنقلات رو گذاشتم کنار و ماه هاست مصرف برنجم در هفته شاید به اندازه ی ده تا قاشق برسه! در اکثر روزهای هفته میدوم و باشگاه میرم (که دستم بعضی از روزها جدا درد میگیره و مربی همیشه بهم چش غره میره)

اما در حال حاظر خوشحالم که بعد از ماه ها که از شروع دوباره ی ورزشم میگذره بدنم دوباره شادابی خودشو پیدا کرده. کیه که از عظله های شکمش بدش میاد؟ کیه که دوست نداشته باشه لباسش روی تنش فیت بشه؟

اگه شما زیاد پشت کامپیوتر میشینید. اگه وزنتون رفته بالا. اگه دارید با گوشت خودتون رو خفه میکنید و اگه شکمتون جلوتر از خودتون حرکت میکنه. از همین الان باید شروع کنید به ورزش کردن. ورزش جسم و روح شما رو دوباره از نو میسازه.

اگه شما دست و پای سالم دارید و هیچ بیماری خاصی هم ندارید, و با این وجود ورزش نمی کنید, با کمال احترام باید بگم شما نمونه ی بارز یه آدم **ن گشاد هستید! از نظر من  یه جوون که این شانس رو داشته که خدا بدن سالمی رو بهش ببخشه, نباید برای ورزش نکردن هیج عذر رو بهونه ای داشته باشه. حالا این بیشتر در مورد پسرهاست. اگه شما یه دختر جوون وسالم باشید و ورزش نکنید که دیگه واویلااااااااااااااا…. چطور ممکنه یه دختری توی جونیش با داشتن یه بدن سالم فقط به خاطر اینکه ورزش نمیکنه بد هیکل باشه؟؟ یه کم از خودتون خجالت بکشید تورو خدا!!!!!!!!!

یه چیزه دیگه… شما وقتی میدونی آتش دست شما رو میسوزه هیج وقت بهش دست نمیزنید. وقتی میدونید اگه شنا بلد نباشید ممکنه غرق بشید هیچ وقت نمیرید تو آب. پس چطوره که وقتی میدونید سیگار شما نابود میکنه بازم اونو میکشید؟ یه درصد پیش خودتون فکر کردید که اگه خدای نکرده, زبونم لال, گوش شیطون کر, از روی بد شانسی بدنتون آمادگی سرطان سازی رو داشته باشه سیگار کشیدن میتونه چه بلایی سرتون بیاره؟

همین قضیه هم در مورد مشروب صدق میکنه. کیه که از مشروب بدش بیاد؟ هرکی میگه بدش میاد دروغ میگه آقاجون. من خودم هم ممکنه در خیلی موارد نادر (شاید سالی یک یا دوبار!) که فکر میکنم ممکنه خوردنش لحظه های شادتری رو برام فراهم کنه ازش استفاده کنم اما چیزی که ثابت شدست اینکه مشروب بدن شما رو از بین میبره. به قلبت و کلیه و هزار جای دیگه تون آسیب میزنه. یک بار مصرف مشروب شاید یک هفته تمرین ورزشی شما رو از بین ببره چون روی عضلات شما اثر منفی میزاره. و از همه بدتر مشروب آبروی شما رو میبره و باعث میشه کارهایی بکنید که در حالت عادی شاید نمیکردید. چند بار شده توی مهمونی با دوستاتون به یکی که مست کرده بخندید؟ دوست دارید خودتون جای اون شخص باشید که بقیه دارن بهش میخندن؟

در آخر اینکه نه به خاطر من, و نه به خاطر بقیه, به خاطر خودتون ورزش کنید, سیگار و مشروب بذارید کنار و خودتون رو با گوشت خفه نکنید. شاید این روشی خوبی باشه برای شکر کردن خدا که بدن سالمی رو بهتون داده. شاید قضیه واستون خنده دار باشه. ولی اگه با کسایی آشنا باشید که از موقع تولد کور, لال یا فلج باشن, اون موقع قدر بدن سالمی که دارید رو میفهید.

من هیچ صحبتی ندارم بکنم جر اینکه به استفاده کنندگان ویندوز 7 و بقیه محصولات انحصاری ماکروسافت توصیه کنم حداقل یکبار که شده فقط صفحه ی اول این سایت رو با دقت از اول تا آخر مطالعه کنند:

http://en.windows7sins.org

تا به حال این جور عبارتا به گوشتون خورده؟

DVCS

software revision control

Distributed Version Control

Revision control

خوب ممکنه به گوشتون نخورده باشه. اما احتمالا این اسم ها باید به گوشتون آشنا باشه:

Monotone
Git
Bazaar
Subversion
BitKeeper
CVS

خب پس فهمیدید قراره امروز در موردی  چی حرف بزنم. برنامه هایی که چار چشمی کدهای شما رو زیر نظر میگیرن و تمام تغییرات رو ثبت میکنن. این کار خوبی های زیادی داره مخصوصا برای کار توی پروژه های بزرگ و از اون مهم تر پروژه های اوپن سورس. یکی از ویژگی هایی که من خیلی در مورد این برنامه ها دوست دارم اینه که اگه یه وقت گند بزنید به کدهاتون خیالتون راحته که میتونید برگردید به چند مرحله قبل تر وگند خودتون رو اصلاح کنید (فهمیدید چرا این ویژگی رو دوست دارم؟) احتمالا اصلی ترین ویژگی ایی که بقیه برنامه نویس ها دوسش دارن راحتیه کار تیمی روی کدهای یه برنامست. خب این یعنی چی؟ این که دیگه پرسیدن نداره. فکر میکنید چجوری 100 نفر روی یه برنامه کار میکنن هیچ وقت هم کدها قرو قاطی نمیشه؟

قبل از اینکه باز شروع کنم به وراجی کردن این بار هم خواهش میکنم یکی یه ترجمه مناسب در مورد “Revision control” یا “Distributed revision control” ارایه بده چون خسته شدم از اینکه وقتی میخوام در مورد این جور برنامه ها صحبت کنم باید اسم خارجکی شون رو به طور کامل تلفظ کنم.

من خودم از Bazaar خوشم میاد و واسه برنامه هام استفاده میکنم. میدونید چرا؟ چون با پایتون نوشته شده, پس من بهتر می فهممش و مثل بقیه برنامه های پایتون ساختار ساده ولی پرقدرتی داره. حالا یه جوری فکر نکنید که الآن من دارم در هفته روی 10-12 تا برنامه کار میکنم و زندگیم داره با برنامه نویسی میچرخه نه بابا از این خبر ها نیست. من خودم کار و زندگی و درس و دانشگاه و کلی کاره دیگه دارم اما گاهی اوقات کسایی که منو میشناسن بهم پیشنهاد میدن منم کارشون رو قبول میکنم. (نه, پروژه دانشگاهی قبول نکردم تاحالا!)

حالا از این حرف ها بگذریم. می خوام به لیست برنامه های بالا اسمی رو اضافه کنم که خیلی ها هنوز باهاش آشنا نیستن. تا چند وقته پیش منم جزو همون خیلی ها بودم. اگه اونقدر خنگید که از عنوان پست نفهمیدید اسم برنامه چیه مجبورم اینجا تکرارش کنم:  Mercurial

حالا چرا Mercurial؟ اولین دلیل: بگم اولین دلیل چیه یا خودتون متوجه شدید؟ خب فکر کنم متوجه شدید. آره چون با پایتون نوشته شده. دلیل بعدی: این لعنتی جدا کارش درسته. یعنی حاج آقامون متخصصه بکار گرفته شدن تو پروژه های گندست. و از اون جایی که ذهن یه برنامه نویس پایتون پشتش بوده پس به صورت پایتونیک نوشته شده یعنی ساده, تمیز, پرقدرت و از همه مهمتر جالب و لذت بخشه! این زیر یه سری از پروژه های معروفی که از  Mercurial استفاده میکنن رو واستون قرار دادم :

IcedTea
medit
LinuxTV
MoinMoin
Mozilla
NetBeans
Nuxeo
OpenJDK
OpenOffice
OpenSolaris
Pida
Pylons
Python Programming language
rpm.org
SymPy
Symbian Platform
Wget
Xen

حالا اگه برنامه ایی نوشتین که خواستید با بقیه توش شریک بشید باید بهتون مژده بدم که سایت های زیر از Mercurial پشتیبانی میکنن:

SourceForge.net
Savannah
Mozdev
Google Code
BerliOS Developer
…..

خوب میبینم که با دیدن اسم های بالا ترغیب شدید که یه نیگاه بندازید به Mercurial مگه نه؟ Mercurial کلی ویژگی دیگه داره که من جدا حال ندارم همشو توضیح بدم برید خودتون تو سایتش ببینید دیگه.

 

نکته ی اخلاقی:

یه چند تا اسم بود که فکر کنم فکر شمارو مشغول کرد مثل NetBeans و OpenJDK

ذهن من هم کمی مشغول شد. که حتی سان ماکروسیستم (بابای جاوا) هم داره از Mercurial استفاده میکنه. اتفاقا این یه کار کاملا حرفه ایی از طرف یه شرکت کاملا حرفه ایی هستش. اگه بر نامه ایی واقعا خوب بود, باید بدون تعصب ازش بهره برد. برای خیلی از ماها مهمه که برنامه با جاوا نوشته شده باشه یا با سی شارپ. با دلفی نوشتنش یا با وی بی. با پایتون نوشتنش یا با روبی. از QT استفاده میکنه یا GTK یا هر جور فکر مزخرف دیگه.

پس مهم نیست یه برنامه از چه زبان یا چه ابزاری استفاده میکنه, مهم اینه که با کیفیت و مرغوب باشه. به قول یکی از بچه ها هر چیزی خوبش, خوبه!

خوشم میاد از کسایی که جای شعار دادن می شینن یه گوشه واسه خودشون حرف هاشون رو به عمل تبدیل میکنن بدون اینکه براشون مهم باشه بقیه بابت کارشون بهشون توجه می کنن یا نه. گوگل یکی از همین هاست.

همونطور که همتون میدونید ( یا شاید هم نمی دونید ) یکی از سه زبان اصلی برنامه نویسی مورد استفاده در گوگل, پایتون هستش. دو تای دیگه,  یکی ++C هست که قسمت زیادی از کدهاش به عنوان توسعه دهنده های پایتون نوشته شدن و اون یکی که نیاز به گفتن نداره. جاوا.

و باز هم همونطور که همتون میدونید (یا شاید اینبار هم نمیدونید) سایت محبوب یوتیوب با پایتون خالص نوشته شده! البته جو گیر نشید یوتیوب هم از ++C استفاده میکنه ولی بر عکس گوگل, یوتیوب تقریبا 99.99% درصد از کدهای ++C رو برای ساخت توسعه دهنده های پایتون نوشته. و احتمالا این رو هم میدونید که گوگل یوتیوب رو خیلی وقت پیش خریده پس با این توضیحات میشه به صورت تئوری اینطور بیان کرد که گوگل بزرگترین منبع سورس های نوشته شده با پایتون رو در اختیار خودش داره و از طرفی هم خیلی از افراد کلیدی پایتون توی گوگل مشغول به کارن که خوب دلیلش هم کاملا واضحه.

یکی از چیزهای دیگه ایی که باید بدونید اینکه من دو تا پاراگراف بالا رو از یه جام در نیاوردم! یه سرچ تو گوگل بزنید یا مطلب رو تا پایین ادامه بدید و فایل PDF ای که براتون می ذارم رو بخونید تا درستی این گفته ها بهتون ثابت بشه.

به هر حال؛ اینطور که پیداست (یا بهتره بگم پیدا بود) گوگل به عنوان شرکتی که ستون های اصلیش روی پایتون ساخته شده, تصمیم گرفت که سرعت این زبان برنامه نویسی رو با توجه به چیزی که خودش از مفهوم “سرعت” انتظار داره, بالاتر ببره. حداقل 5 برابر بالاتر از سرعت فعلی پایتون!

می دونید پایتون یه زبان تفسیری و دینامیک هستش. تو این مدل از زبان های برنامه نویسی سرعت عمل برنامه نویس خیلی بالاست اما لزوما قرار نیست سرعت برنامه هم به همون اندازه بالا باشه! رو همین حساب گوگل چند تا از برنامه نویس های با تجربه در زمینه ی کامپایلرها و مفسر ها رو به صورت تمام وقت یه جا جمع میکنه تا تحت پروژه ایی به اسم “Unladen Swallow” سرعت این زبان برنامه نویسی محبوب رو بهبود ببخشن.

کاری که بروبکس Unladen Swallow (یکی یه ترجمه ی مناسب ارائه بده خواهشا) انجام دادن این بوده که سورس کدهای اصلی منبع پایتون رو گرفتن (با تشکر فراوان از از آزادی و متن باز بودن این زبان برنامه نویسی) و به صورت جداگونه دارن با بر مبنای LLVM روش دستکاری انجام میدن تا بتونن علاوه بر بهبود در ترجمه و تفسیر بهتر پایتون, یه کامپایلر زمان اجرا (JIT Compiler) براش بسازن و از طرفی هم میزان منابع سخت افزاری مورد نیاز مثل حافظه یا پردازنده رو کاهش بدن.

اینجا فکر کنم لازم باشه توضیح بدم این LLVM چی هست کلا:

LLVM عزیزم یه سازه…. اوخ باز من جوگیر شدم…. برو بچه های یکی از دانشگاه های معروف امریکایی (University of Illinois) از مدت های پیش یک سری استراتژی ها و ابزارهایی روتحت اسم LLVM  طراحی کردن که منحصرا برای استفاده در لایه های زیرین یک کامپایلر کاربرد داره و می تونه باعث بهبود در قسمت های مختلف یه کامپایلر بشه. این بهینه سازی بر جنبه های مختلف کار یه کامپایلر مثل عملیات زمان کامپایل, عملیات پیوند دهی!!!!, و عملیات زمان اجرا تاثیر گذاره.

مجموعه ابزارها و کدهای LLVM با ++C نوشته شده و اولش قرار بود برای بهینه سازی کامپایلر ++C/C مجموعه  ی GCC استفاده بشه اما از اونجایی که ساختارش مستقل از یه زبان برنامه نویسی خاص طراحی شده, می تونه برای بهبود کار کامپایلر ها و یا مفسرهای بقیه زبان های برنامه نویسی هم استفاده بشه. برای مثال مجتمع سازی LLVM با جاوا در حال توسعه هستش یا برو بچه های Unladen Swallow قراره کاری کنن که پایتون هم بتونه از LLVM استفاده کنه.

پروژه Unladen Swallow قرار نیست کارها رو با عجله و هول هولکی انجام بده و در عوض با تقسیم بندی پروژه در چند فاز مختلف سعی کرده آروم آروم به پیشرفت کار اضافه کنه.

- فاز یک پروژه به پایان رسیده و سرعت پایتون 35-25 در صد افزایش پیدا کرده.

- فاز دوم پروژه به پایان رسیده و کامپایلر زمان اجرا بر پایه LLVM به پایتون اضافه شده و علاوه بر اون تا 25 درصد نسبت به فاز یک بهبود در سرعت حاصل شده !

- فاز سوم هم جدیدا به پایان رسیده. بهبود سرعت نسبت به فاز دوم پروژه از 70-15 درصد دیده میشه و در ضمن میزان استفاده از حافظه نسبت به فاز دوم پروژه 930 در صد کاهش پیدا کرد. (درست خوندید 930 درصد!)

- پروژه هنوز به اتمام نرسیده و باید منتطر کامل شدن فاز های بعدی باشیم. چرا؟ چون:

  • سرعت پایتون میتونه از این هم زیادتر بشه. تیم متوجه شده که کار سخت تر از اونیه که فکر میکردن. در واقع سختی بیشتر کار بابت اینه که تیم نمی خواد خیلی زیاد هسته ی پایتون رو دستکاری کنه. به خاطر همین ممکنه سرعت به حدی که انتظار میرفت نرسه.
  • میزان استفاده از منابع سخت افزاری هم باید کاهش بیشتری پیدا کنه چون در حال حاظر این ویرایش پایتون   از 2 تا 3 برابر نسبت به ویرایش معمولی CPython بیشتر حافظه مصرف میکنه.
  • در ضمن باید این کدها به پلتفرم های مختلف پورت بشن چون در حال حاظر فکر میکنم بیشتر با سیستم های یونیکس و لینوکس و بقیه رفقاشون سازگاره.
  • با تغییرات انجام شده عملیات debug کردن برنامه ها مشکل پیدا کرده و باید فکری براش بشه.
  • از همین الآن تعدادی از برنامه نویس های برتر مفسر پایتون خالفت خودشون رو با ترکیب شدن کدهای این پروژه با کدهای اصلی CPython اعلام کردن.

به روزرسانی: چند خط از این نوشته (مواردی که با دایره های سیاه رنگ نوشته شدن) در تاریخ 13 آبان 88  اضافه شده ان.

خوبیه این پروژه اینکه قراره با کدهای معمولی پایتون کاملا سازگار باشه و توسعه دهنده هایی که تا امروز برای پایتون نوشته شدن بدون هیچ تغییری به راحتی اجرا بشن. در آخر هم هدف اصلی پروژه اینکه نمه نمه تغیرات صورت گرفته رو به سورس اصلی پایتون (CPython) اضافه کنه.

این فایل PDF رو هم دانلود کنید بد نیست. فایل یکی از کنفرانس های معرفی پروژه ی Unladen Swallow هستش. البته یکم قدیمی شده چون پروژه خیلی سریع داره پیشرفت میکنه. من نظرم اینه که اگه به سایت پروژه برید و اطلاعات اونجا رو بخونید بهتر کمکتون میکنه.

دومیش رو هم نوشتم که میتونید از اینجا ببینیدش.

توی این قسمت با یه مثال عملی آشنا میشید.

اولین مقاله از سری مقاله های “ساخت GUI با WebKit” رو نوشتم. میتونید برید و از این لینک بخونیدش.

هنوز کد نویسی ها شروع نشده اما تو قسمت اول مقاله در مورد روش کار توضیحاتی دادم.

بایگانی