من هیچ صحبتی ندارم بکنم جر اینکه به استفاده کنندگان ویندوز 7 و بقیه محصولات انحصاری ماکروسافت توصیه کنم حداقل یکبار که شده فقط صفحه ی اول این سایت رو با دقت از اول تا آخر مطالعه کنند:

http://en.windows7sins.org

تا به حال این جور عبارتا به گوشتون خورده؟

DVCS

software revision control

Distributed Version Control

Revision control

خوب ممکنه به گوشتون نخورده باشه. اما احتمالا این اسم ها باید به گوشتون آشنا باشه:

Monotone
Git
Bazaar
Subversion
BitKeeper
CVS

خب پس فهمیدید قراره امروز در موردی  چی حرف بزنم. برنامه هایی که چار چشمی کدهای شما رو زیر نظر میگیرن و تمام تغییرات رو ثبت میکنن. این کار خوبی های زیادی داره مخصوصا برای کار توی پروژه های بزرگ و از اون مهم تر پروژه های اوپن سورس. یکی از ویژگی هایی که من خیلی در مورد این برنامه ها دوست دارم اینه که اگه یه وقت گند بزنید به کدهاتون خیالتون راحته که میتونید برگردید به چند مرحله قبل تر وگند خودتون رو اصلاح کنید (فهمیدید چرا این ویژگی رو دوست دارم؟) احتمالا اصلی ترین ویژگی ایی که بقیه برنامه نویس ها دوسش دارن راحتیه کار تیمی روی کدهای یه برنامست. خب این یعنی چی؟ این که دیگه پرسیدن نداره. فکر میکنید چجوری 100 نفر روی یه برنامه کار میکنن هیچ وقت هم کدها قرو قاطی نمیشه؟

قبل از اینکه باز شروع کنم به وراجی کردن این بار هم خواهش میکنم یکی یه ترجمه مناسب در مورد “Revision control” یا “Distributed revision control” ارایه بده چون خسته شدم از اینکه وقتی میخوام در مورد این جور برنامه ها صحبت کنم باید اسم خارجکی شون رو به طور کامل تلفظ کنم.

من خودم از Bazaar خوشم میاد و واسه برنامه هام استفاده میکنم. میدونید چرا؟ چون با پایتون نوشته شده, پس من بهتر می فهممش و مثل بقیه برنامه های پایتون ساختار ساده ولی پرقدرتی داره. حالا یه جوری فکر نکنید که الآن من دارم در هفته روی 10-12 تا برنامه کار میکنم و زندگیم داره با برنامه نویسی میچرخه نه بابا از این خبر ها نیست. من خودم کار و زندگی و درس و دانشگاه و کلی کاره دیگه دارم اما گاهی اوقات کسایی که منو میشناسن بهم پیشنهاد میدن منم کارشون رو قبول میکنم. (نه, پروژه دانشگاهی قبول نکردم تاحالا!)

حالا از این حرف ها بگذریم. می خوام به لیست برنامه های بالا اسمی رو اضافه کنم که خیلی ها هنوز باهاش آشنا نیستن. تا چند وقته پیش منم جزو همون خیلی ها بودم. اگه اونقدر خنگید که از عنوان پست نفهمیدید اسم برنامه چیه مجبورم اینجا تکرارش کنم:  Mercurial

حالا چرا Mercurial؟ اولین دلیل: بگم اولین دلیل چیه یا خودتون متوجه شدید؟ خب فکر کنم متوجه شدید. آره چون با پایتون نوشته شده. دلیل بعدی: این لعنتی جدا کارش درسته. یعنی حاج آقامون متخصصه بکار گرفته شدن تو پروژه های گندست. و از اون جایی که ذهن یه برنامه نویس پایتون پشتش بوده پس به صورت پایتونیک نوشته شده یعنی ساده, تمیز, پرقدرت و از همه مهمتر جالب و لذت بخشه! این زیر یه سری از پروژه های معروفی که از  Mercurial استفاده میکنن رو واستون قرار دادم :

IcedTea
medit
LinuxTV
MoinMoin
Mozilla
NetBeans
Nuxeo
OpenJDK
OpenOffice
OpenSolaris
Pida
Pylons
Python Programming language
rpm.org
SymPy
Symbian Platform
Wget
Xen

حالا اگه برنامه ایی نوشتین که خواستید با بقیه توش شریک بشید باید بهتون مژده بدم که سایت های زیر از Mercurial پشتیبانی میکنن:

SourceForge.net
Savannah
Mozdev
Google Code
BerliOS Developer
…..

خوب میبینم که با دیدن اسم های بالا ترغیب شدید که یه نیگاه بندازید به Mercurial مگه نه؟ Mercurial کلی ویژگی دیگه داره که من جدا حال ندارم همشو توضیح بدم برید خودتون تو سایتش ببینید دیگه.

 

نکته ی اخلاقی:

یه چند تا اسم بود که فکر کنم فکر شمارو مشغول کرد مثل NetBeans و OpenJDK

ذهن من هم کمی مشغول شد. که حتی سان ماکروسیستم (بابای جاوا) هم داره از Mercurial استفاده میکنه. اتفاقا این یه کار کاملا حرفه ایی از طرف یه شرکت کاملا حرفه ایی هستش. اگه بر نامه ایی واقعا خوب بود, باید بدون تعصب ازش بهره برد. برای خیلی از ماها مهمه که برنامه با جاوا نوشته شده باشه یا با سی شارپ. با دلفی نوشتنش یا با وی بی. با پایتون نوشتنش یا با روبی. از QT استفاده میکنه یا GTK یا هر جور فکر مزخرف دیگه.

پس مهم نیست یه برنامه از چه زبان یا چه ابزاری استفاده میکنه, مهم اینه که با کیفیت و مرغوب باشه. به قول یکی از بچه ها هر چیزی خوبش, خوبه!

خوشم میاد از کسایی که جای شعار دادن می شینن یه گوشه واسه خودشون حرف هاشون رو به عمل تبدیل میکنن بدون اینکه براشون مهم باشه بقیه بابت کارشون بهشون توجه می کنن یا نه. گوگل یکی از همین هاست.

همونطور که همتون میدونید ( یا شاید هم نمی دونید ) یکی از سه زبان اصلی برنامه نویسی مورد استفاده در گوگل, پایتون هستش. دو تای دیگه,  یکی ++C هست که قسمت زیادی از کدهاش به عنوان توسعه دهنده های پایتون نوشته شدن و اون یکی که نیاز به گفتن نداره. جاوا.

و باز هم همونطور که همتون میدونید (یا شاید اینبار هم نمیدونید) سایت محبوب یوتیوب با پایتون خالص نوشته شده! البته جو گیر نشید یوتیوب هم از ++C استفاده میکنه ولی بر عکس گوگل, یوتیوب تقریبا 99.99% درصد از کدهای ++C رو برای ساخت توسعه دهنده های پایتون نوشته. و احتمالا این رو هم میدونید که گوگل یوتیوب رو خیلی وقت پیش خریده پس با این توضیحات میشه به صورت تئوری اینطور بیان کرد که گوگل بزرگترین منبع سورس های نوشته شده با پایتون رو در اختیار خودش داره و از طرفی هم خیلی از افراد کلیدی پایتون توی گوگل مشغول به کارن که خوب دلیلش هم کاملا واضحه.

یکی از چیزهای دیگه ایی که باید بدونید اینکه من دو تا پاراگراف بالا رو از یه جام در نیاوردم! یه سرچ تو گوگل بزنید یا مطلب رو تا پایین ادامه بدید و فایل PDF ای که براتون می ذارم رو بخونید تا درستی این گفته ها بهتون ثابت بشه.

به هر حال؛ اینطور که پیداست (یا بهتره بگم پیدا بود) گوگل به عنوان شرکتی که ستون های اصلیش روی پایتون ساخته شده, تصمیم گرفت که سرعت این زبان برنامه نویسی رو با توجه به چیزی که خودش از مفهوم “سرعت” انتظار داره, بالاتر ببره. حداقل 5 برابر بالاتر از سرعت فعلی پایتون!

می دونید پایتون یه زبان تفسیری و دینامیک هستش. تو این مدل از زبان های برنامه نویسی سرعت عمل برنامه نویس خیلی بالاست اما لزوما قرار نیست سرعت برنامه هم به همون اندازه بالا باشه! رو همین حساب گوگل چند تا از برنامه نویس های با تجربه در زمینه ی کامپایلرها و مفسر ها رو به صورت تمام وقت یه جا جمع میکنه تا تحت پروژه ایی به اسم “Unladen Swallow” سرعت این زبان برنامه نویسی محبوب رو بهبود ببخشن.

کاری که بروبکس Unladen Swallow (یکی یه ترجمه ی مناسب ارائه بده خواهشا) انجام دادن این بوده که سورس کدهای اصلی منبع پایتون رو گرفتن (با تشکر فراوان از از آزادی و متن باز بودن این زبان برنامه نویسی) و به صورت جداگونه دارن با بر مبنای LLVM روش دستکاری انجام میدن تا بتونن علاوه بر بهبود در ترجمه و تفسیر بهتر پایتون, یه کامپایلر زمان اجرا (JIT Compiler) براش بسازن و از طرفی هم میزان منابع سخت افزاری مورد نیاز مثل حافظه یا پردازنده رو کاهش بدن.

اینجا فکر کنم لازم باشه توضیح بدم این LLVM چی هست کلا:

LLVM عزیزم یه سازه…. اوخ باز من جوگیر شدم…. برو بچه های یکی از دانشگاه های معروف امریکایی (University of Illinois) از مدت های پیش یک سری استراتژی ها و ابزارهایی روتحت اسم LLVM  طراحی کردن که منحصرا برای استفاده در لایه های زیرین یک کامپایلر کاربرد داره و می تونه باعث بهبود در قسمت های مختلف یه کامپایلر بشه. این بهینه سازی بر جنبه های مختلف کار یه کامپایلر مثل عملیات زمان کامپایل, عملیات پیوند دهی!!!!, و عملیات زمان اجرا تاثیر گذاره.

مجموعه ابزارها و کدهای LLVM با ++C نوشته شده و اولش قرار بود برای بهینه سازی کامپایلر ++C/C مجموعه  ی GCC استفاده بشه اما از اونجایی که ساختارش مستقل از یه زبان برنامه نویسی خاص طراحی شده, می تونه برای بهبود کار کامپایلر ها و یا مفسرهای بقیه زبان های برنامه نویسی هم استفاده بشه. برای مثال مجتمع سازی LLVM با جاوا در حال توسعه هستش یا برو بچه های Unladen Swallow قراره کاری کنن که پایتون هم بتونه از LLVM استفاده کنه.

پروژه Unladen Swallow قرار نیست کارها رو با عجله و هول هولکی انجام بده و در عوض با تقسیم بندی پروژه در چند فاز مختلف سعی کرده آروم آروم به پیشرفت کار اضافه کنه.

- فاز یک پروژه به پایان رسیده و سرعت پایتون 35-25 در صد افزایش پیدا کرده.

- فاز دوم پروژه به پایان رسیده و کامپایلر زمان اجرا بر پایه LLVM به پایتون اضافه شده و علاوه بر اون تا 25 درصد نسبت به فاز یک بهبود در سرعت حاصل شده !

- فاز سوم هم جدیدا به پایان رسیده. بهبود سرعت نسبت به فاز دوم پروژه از 70-15 درصد دیده میشه و در ضمن میزان استفاده از حافظه نسبت به فاز دوم پروژه 930 در صد کاهش پیدا کرد. (درست خوندید 930 درصد!)

- پروژه هنوز به اتمام نرسیده و باید منتطر کامل شدن فاز های بعدی باشیم. چرا؟ چون:

  • سرعت پایتون میتونه از این هم زیادتر بشه. تیم متوجه شده که کار سخت تر از اونیه که فکر میکردن. در واقع سختی بیشتر کار بابت اینه که تیم نمی خواد خیلی زیاد هسته ی پایتون رو دستکاری کنه. به خاطر همین ممکنه سرعت به حدی که انتظار میرفت نرسه.
  • میزان استفاده از منابع سخت افزاری هم باید کاهش بیشتری پیدا کنه چون در حال حاظر این ویرایش پایتون   از 2 تا 3 برابر نسبت به ویرایش معمولی CPython بیشتر حافظه مصرف میکنه.
  • در ضمن باید این کدها به پلتفرم های مختلف پورت بشن چون در حال حاظر فکر میکنم بیشتر با سیستم های یونیکس و لینوکس و بقیه رفقاشون سازگاره.
  • با تغییرات انجام شده عملیات debug کردن برنامه ها مشکل پیدا کرده و باید فکری براش بشه.
  • از همین الآن تعدادی از برنامه نویس های برتر مفسر پایتون خالفت خودشون رو با ترکیب شدن کدهای این پروژه با کدهای اصلی CPython اعلام کردن.

به روزرسانی: چند خط از این نوشته (مواردی که با دایره های سیاه رنگ نوشته شدن) در تاریخ 13 آبان 88  اضافه شده ان.

خوبیه این پروژه اینکه قراره با کدهای معمولی پایتون کاملا سازگار باشه و توسعه دهنده هایی که تا امروز برای پایتون نوشته شدن بدون هیچ تغییری به راحتی اجرا بشن. در آخر هم هدف اصلی پروژه اینکه نمه نمه تغیرات صورت گرفته رو به سورس اصلی پایتون (CPython) اضافه کنه.

این فایل PDF رو هم دانلود کنید بد نیست. فایل یکی از کنفرانس های معرفی پروژه ی Unladen Swallow هستش. البته یکم قدیمی شده چون پروژه خیلی سریع داره پیشرفت میکنه. من نظرم اینه که اگه به سایت پروژه برید و اطلاعات اونجا رو بخونید بهتر کمکتون میکنه.

دومیش رو هم نوشتم که میتونید از اینجا ببینیدش.

توی این قسمت با یه مثال عملی آشنا میشید.

اولین مقاله از سری مقاله های “ساخت GUI با WebKit” رو نوشتم. میتونید برید و از این لینک بخونیدش.

هنوز کد نویسی ها شروع نشده اما تو قسمت اول مقاله در مورد روش کار توضیحاتی دادم.

تو پست قبلی در جواب یکی از دوستان کامنتی رو نوشتم که شاید کسی حال نداشته باشه اونجا بخوندش. برای همین یه قسمتش رو اینجا میزارم تا نظر شما رو هم در موردش بدونم. من بالای 1000 تا پست در مورد مقایسه ویندوز و لینوکس حرف هایی که دو طرف بهم میزنن تو سایت های خارجی یا ایرانی خوندم. جالبه با گذشت این همه مدت از این جور مقایسه ها, طرفدار های ماکروسافت همیشه سه تا ویژگی داشتن که هیچوقت تغییر نکرده:

1.واسه ویندوزشون پول نداده بودن.

2. میگفتن چرا لینوکس بازی نداره. (در نظر بگیرید که هیچ کدومشون برای بازی های که دارن پول ندادن و همه کرک شدست.)

3. از نبود یکی دو تا برنامه ی خاص مثل فتوشاپ یا اتوکد رو لینوکس حرف میزدن. (جالب اینکه برای خرید این برنامه ها هم پولی پرداخت نکردن.)

چرا هنوز متوجه نشدین که لینوکس اصلا قرار نیست  سیستم عاملی برای بازی کردن باشه. اون چند تا برنامه هم به اندازه ی کافی آلترناتیو روی لینوکس دارن که بشه  کارهایی که باهاشون انجام میدن رو لینوکس هم انجام داد. اینطور که معلومه هنوز کاربرای ویندوز دلایل بهتری برای مخالفت ندارن.

حالا شاید بگین شما هم برای مخالفت با ویندوز توی این همه مدت دلیل های یه جوری داشتین مثلا همیشه میگید ویندوز امنیت نداره.  اما سوال من اینه آیا طی این همه مدت که گذشت ویندوز امنیتش هیچ تغییری کرده که ما بخوایم حرفمون رو پس بگیریم؟ طرفدارهای ماکروسافت جدا هیچ دلیل دیگه ایی واسه مخالفت نمی تونن پیدا کنن؟

ماکروسافت طی یه چارت گرافیکی دست به احمقانه ترین مقایسه ی بین لینوکس و ویندوز 7 زده تا بتونه برای سیستم عامل جدیدش مشتری جمع کنه. کسی که با یه همچین چیزی بخواد مشتری ویندوز 7 بشه جدا احمقه! عکس زیر رو ببینید تا براتون احمقانه بودن این مقایسه رو توضیح بدم.

win-linux-training-1

گزینه ی 1 و 2:

ویندوز در حال حاظر بیشترین سهم کاربران رو بین سیستم عامل های مختلف داره. درسته که این درصد بالای کاربران, نشون دهنده ی کیفیتش نیست, اما باعث میشه شرکت های سازنده ی سخت افزار موقع تولید محصولاتشون همیشه حواسشون باشه که محصولاتشون حتما با ویندوز سازگاری داشته باشه و کمتر به سیستم عامل های دیگه توجه میکنن. این فقط مشکل لینوکس نیست و مک هم با این مشکل دست و پنجه نرم میکنه. از این گذشته هممون شاهدیم که در سال های اخیر علاوه بر اینکه پشتیبانی از سخت افزار های مختلف در لینوکس به شدت رشد داشته, شرکت های صاحب نام هم همگی درایور های خودشون رو برای لینوکس ارائه میکنن.

حتی اگه حساب کنیم که لینوکس با هیچ سخت افزاری سازگاری نداره, نمیشه این رو یه حسن برای ویندوز به حساب آورد چون این چیزی نیست که ماکروسافت براش زحمت کشیده باشه. این عمل از طرف خود شرکت های سازنده انجام میشه. مثلا اگه همین فردا شرکتی برای ویندوز 7 درایور نساخت, نمی تونیم تقصیر رو به گردن ویندوز بذاریم چون مقصر شرکت سازنده هستش.

گزینه ی 3:

نمی دونم آیا ماکروسافت اینقدر کاربر هاش رو احمق فرض میکنه یا کاربرهاش واقعا اینقدر احمق هستن؟ همه می دونن که لینوکس و ویندوز از لحاط ساختار نرم افزاری زمین تا آسمون با هم فرق میکنن. مسلما یه برنامه که برای ویندوز نوشته شده باشه نمی تونه روی لینوکس اجرا بشه و برعکس. این طور که معلومه ماکروسافت فقط برنامه های کاربردی ویندوز رو جزو “نرم افزار” به حساب میاره. اگه بخوایم اون طوری حساب کنیم تعداد خیلی وسیع تری از برنامه ی لینوکس هست که روی ویندوز اجرا نمیشه, آیا اون ها برنامه به حساب نمیان؟ حتی C و ++C هم که ویندوز با اون ها نوشته شده جزو چیزهایی بودن که در ابتدا برای یونیکس ساخته شده بودن.

گزینه ی 4:

احمقانه ترین و بیشرمانه ترین مقایسه در این لیست همین گزینه هست. به خاطر خدا, یکی بره برای ماکروسافت توضیح بده که کاربر های لینوکس اصلا نیازی به سرویس های لایو دره پیتی جنابعالی ندارن که حالا نبود اون ها بخواد براشون یه نقص به حساب بیاد.

گزینه ی 5:

این هم مثل گزینه های 1 و 2 چیزی نیست که ماکروسافت زحمتی براش کشیده باشه. اگه شرکت ها برای لینوکس بازی تولید نمی کنن تقصیر خودشونه نه تقصیر لینوکس. از طرف دیگه اکثر کاربر های لینوکس بر این باور هستن که اگه میخوای بشینی بازی کنی, بهتره بری یه کنسول مخصوص بازی های ویدیویی بخری. برای مثال من خودم خیلی XBOX 360 دوست دارم ( قابل توجه کسایی که فکر میکنن ماها با همه چیه ماکروسافت مخالفیم! مسلما ماکروسافت اگه 4 تا چیزه خوب بسازه ماهم ازش استفاده میکنیم, چرا که نه) بهر حال این مشکلیه که مک هم باهاش روبرو هست و خیلی از بازی ها براش بیرون نمیاد و دلیلش هم فقط کاربرای زیاد ویندوز هستن که خیال تولید کننده ها رو از فروش بازی هاشون راحت میکنن.

گزینه ی 6:

اگه چند صد نفر آدم تلفن به دست و بداخلاق توی یه اتاق پر از تلفن بخوان به سوال های شما جواب بدن شما بیشتر خوشتون میاد یا هزاران کاربر مهربونی که در سراسر دنیا بدون هیچ چشم داشتی به شما کمک میکنن؟حالا اینا به کنار, مگه چند نفر از کاربرای ویندوز هستن که اونقدر مشکلشون جدی باشه که بخوان از پشتیبانی رسمی ماکروسافت استفاده کنن؟ این در حالیه که ممکنه طی 10 سال شما از این پشتیبانی استفاده نکنین ولی ماکروسافت پولش رو ازتون میگیره! از این گدشته اکثر توضیع های معروف لینوکس مثل اوبونتو یا ردهت همشون دارای پشتیبانی تجاری هستن.

گزینه ی 7:

ببینید دیگه کار ماکروسافت به کجا کشیده, که وقتی میبینه واقعا نمی تونه حرفی واسه گفتن پیدا کنه بحث گفتگوی ویدیدیی رو اینترنت رو وسط میکشه. یکی میتونه به من توضیح بده اگه مثلا یاهو مسنجر با تلاش برنامه نویس هاش این امکان رو تو خودش پیاده سازی کرده, چه ارتباطی به خوب بودن ویندوز داره؟ اینطور که معلومه ماکروسافت خودش رو صاحب اختیارهمه ی  برنامه هایی که برای ویندوز تولید میشه میدونه. از طرفی حتی به خودش زحمت نداده تو گوگل یه سرچ ساده بکنه. اگه لینوکس همچین چیزی نداره پس برنامه ایی مثل Skype نقش پشم رو بازی میکنه دیگه.

بعد میگن چرا به جای بدگویی از ماکروسافت از لینوکس دفاع نمیکنید. وای به حال اون بیچاره هایی که بخوان با این تبلیغات به طرف ویندوز 7 کشیده بشن. البته لازم به گفتنه من هیچ وقت ویندوز ویستا رو Pc نصب نکردم اما از نظر من و خیلی های دیگه ویندوز 7 بهتر از بقیه ویندوز های ماکروسافت شده اینطور که پیداست. ممکنه خودم هم اون رو روی pc نصب کنم (دقیقا درست فهمیدید, به صورت دزدی. حقشونه!) که البته برای استفاده از یه سری معدود کارهاییه که به اجبار باید تو ویندوز انجام داد. اما فرق بین کاری که با شناخت کامل انجامش میدی با کاری که از روی معلومات پایین یا تبلیغات الکی انجامش میدی زمین تا آسمونه.

بایگانی