خب بالاخره روزی که خیلی ها منتظر بودن رسید و نوکیا نسخه ی 4.5 کیوت رو حدودا دو روزه پیش منتشر کرد.
به دنبال اون برنامه ی Qt Creator به عنوان IDE مخصوص برنامه نویسی ++C و کیوت که قبلا در نسخه آزمایشی به سر می برد ( و همچنین فقط با مجوز GPL در دسترس بود) به نسخه ی پایدار تبدیل شد ( و تحت مجوز LGPL) برای دانلود آماده شد. این یعنی اینکه اگه مردم یکم بهتر تصمیم گیری کنن, دیگه چیزایی مثل ویژوال استودیو رو باید به تاریخ بسپرن چون با وجود یک محیط ویژوال کاملا حرفه ایی و آزاد, اون هم برای یکی از پر امکانات ترین فریم ورک های GUI حال حاظر, کار کردن با ویژوال استودیو واقعا مسخرست. بیاین با خودمون صادق باشیم, 90% افرادی که زبان های ماکروسافتی رو انتخاب میکنن فقط به خاطر راحتی کار با ویژوال استودیو هستش و 60% از همین 90% حتی نمی تونن بدون ویژوال استودیو یه برنامه ی ساده رو هم بنویسن.
اما فقط Qt Creator نیست… جدیدا سرعت توسعه IDE معروف محیط KDE یعنی kdevelop هم به شدت بالا رفته و می تونید از همین الان اطمینان داشته باشید که تا چند مدت دیگه صحبت اصلی مردم تو انجمن های اوپن سورس اینه که بین kdevelop و Qt Creator کدوم یکی رو باید انتخاب کنن.
از طرفی بسته ی SDK این پلتفرم که برای برنامه نویس های مشتاق به توسعه و بهبود کیوت آماده شده هم در دسترس قرار گرفت.
از این به بعد تمام برنامه های مبتنی بر کیوت و مخصوصا تمام قسمت های kde می تونه تحت مجوز LGPL منتشر بشه (البته نه کاملا همه ی قسمت ها!). میشه گفت جنگ بین GTK و QT ( و متعاقب اون جنگ بین GNOME و KDE ) تازه از الآن شروع شده چون تا قبل از این هیچکسی جز برنامه نویس های QT نمی تونستن کدها رو توسعه بدن اما از الآن به بعد همه می تونن در توسعه ی اون شریک باشند. شما هم از همین الآن آماده ی نوشته شدن برنامه ی زیادی بر پایه کیوت و همچنین تجدید نظر تعداد زیادی از توسعه دهنده ها در مورد مجوز برنامشون که بر پایه کیوت نوشته شده بود باشید!






8 comments
Comments feed for this article
مارس 8, 2009 روی 10:37 ق.ظ
خانواده گنو/لینوکس ایرانیان » Blog Archive » Links for 2009-03-07 [del.icio.us]
[...] کیوت ۴/۵ منتشر شد. « .: Am… خب بالاخره روزی که خیلی ها منتظر بودن رسید و نوکیا نسخه ی ۴/۵ کیوت رو حدودا دو روزه پیش منتشر کرد. [...]
مارس 8, 2009 روی 8:08 ب.ظ
anon
يك سوال ازت دارم
مايكروسافت مگر ارث پدرت رو خورده؟
بعد از n سال يك ide درست كرديد كه چي؟
آيا تابحال با ديباگر vs 2008 كاركردي گه بهفمي برنامه نويسي يعني چي؟
آيا صدها افزونهاي كه براي اون وجود داره رو ميتوني نمونههاش رو به من در اين ide جديد نشون بدي
مرگ بر فاشيسم.
مارس 8, 2009 روی 9:18 ب.ظ
امیررضا
ارث پدر من رو نخورده خوشبختانه, ولی ارث پدر خیلی هارو خورده. واقعا اشک از چشای آدم در میاد وقتی که میخواد چند صد دلار بابت محصولات ماکروسافت پول بده. نمیگم محصولات ماکروسافت بده.. نه.. ماکروسافت تمام توان خودش رو روی محصولاتش میذاره و شرکت قابل ستایشیه… اما وقتی میتونی به طور رایگان و آزاد از محصولاتی استفاده کنی که چندین برابر امکانات و کیفیت دارن, اونموقع هستش که فکر میکنی ماکروسافت احتمالا ارث پدرت رو خورده… نمی دونم دقیقا چند درصد از شماها میدونید که اکثر ویژگی های جدید ویندوز ویستا یا ویندوز 7 که کلی روش تبلیغ هم میشه از مدت ها قبل جزو ارکان اساسی سیستم های مبتنی بر یونیکس بوده که بودنشون برای همه یه چیز عادی به حساب میومده و این همه تبلیغ ماکروسافت برای جای دادن اون ها توی سیستم عامل هاش بعد این همه سال واقعا تعجب بر انگیز بوده برای خیلی ها… خدایا شکرت که ما تو ایرون زندگی میکنیم و از این پول ها نمی دیم.
در مورد دوم. چرا فکر میکنی واقعا برنامه نویس های جامعه ی متن باز مثل برنامه نویس های ماکروسافت به ide نیاز دارن؟؟؟ اصولا آدم تا چیزی رو نیاز نداشته باشه به طرفش نمیره. جدیدا هم این جور برنامه ها به عنوان بازار گرمی برای لینوکس به حساب میاد تا بتونه به خودش کاربر جذب کنه وگرنه تا 100 سال دیگه هم مطمئن باش اکثر برنامه نویس های لینوکس ادیتور های ساده و کدنویسی تمام دستی رو به ide ها ترجیح میدن. همچین برنامه هایی بیشتر برای کاربران دیگر محیط ها هستش که بتونن راحت تر با محیط کاری جدیدشون هماهنگ بشن. حالا در مورد اینکه کی چه چیزهایی رو اول ساخته یا نساخته بحث نمی کنم چون اون هایی که باید بدونن میدونن.
مورد سوم. نه من تاحالا این ide که شما میگی رو استفاده نکردم ولی ورژن 2005 اون رو برای تست روی قسمت ویندوز دستگام نصب کرده بودم. محیط جالبی داشت و خیلی کارها راحت انجام میشد. اما اگه به من بگم واقعا برای داشتن اون باید مقدار زیادی پول خرج کنم خندم میگرفت چون خیلی بهتر از اون رو میتونم کاملا مجانی و آزاد داشته باشم. از این Ide ها و افزونه هر جا که سر بچرخونی توی دنیای متن باز گیر میاد. دلیل اینکه اسمشون رو نمیشنوی واسه اینکه یا اکثرا با ادیتورهای ساده بیشتر حال میکنن یا اینقدر این جور ide ها زیادن که واسشون عادی شده. نمونش Eclipse که بقیه ide ها هنوز خیلی کار دارن تا بخوان بهش برسن (چه متن باز, چه غیر متن باز)
فاشیسم؟ خیلی بخوام صادقانه بگم من “دقیق” معنی این کلمه رو نمیدونم با اینکه زیاد شنیدمش ولی من که تا حالا چیزی جز آزادی و دنیایی مملو از آلترناتیو ها در جامعه متن باز ندیدم.
به هر حال واسه همین که وقتت رو گذاشتی و بلاگ رو خوندی و نظر دادی ازت تشکر میکنم آقا یا خانومی که حتی اسم واقعیتون رو هم ننوشتید.
آوریل 9, 2009 روی 12:04 ب.ظ
جواد صباغ
سلام امیر جان!
از این که می بینم اخبار دست اول دنیای اوپن سورس رو دنبال می کنی خیلی خوشحالم. چون در این اوضاع بحران زده نرم افزار کشور که فکر می کنند تولید نرم افزار فقط شامل برنامه نویسی می شه و صدها دنگ و فنگ مربوط به نرم افزار رو نمی بینن آدمهایی مثل شما کم پیدا می شه که درد ما رو بفهمه. مثلا برداشت اونها از معماری باز نرم افزار و تحولات عظیمی که در جهان IT داشته, بیشتر از فاشیسم نیست.
می 7, 2009 روی 9:53 ق.ظ
امیر
سلام
آقا یک کلام ساده و راحت بگو ؛
1- برای شروع برنامه نویسی پایتون و اینا بهتره یا برنامه نویسی های تحت مایکروسافت ؟!
2- مزیت های کاری کودوم بیشتره و پر کاربرتره ؟!
3- با کودوم زودتر میشه به نتیجه رسید ؟!
ممنون
می 7, 2009 روی 10:47 ب.ظ
امیررضا
اوخ اوخ این از اون سوالای سخت بود. ببین برنامه نویس نباید بذاره هیچ چیزی اون رو محدود کنه پس هر زبانی که تو محیط های متفاوت بیشتری اجرا بشه بهتره حالا میخواد پایتون باشه میخواد جاوا باشه یا هر چیزه دیگه. این دیگه بسته به سلیقه ی خودته.
سعی کن زبانی که انتخاب میکنی رو پلتفرم های مختلف اجرا بشه, زبان خوش ساختی باشه, کتابخونه خوبی داشته باشه, سرعت اجرای مناسبی داشته باشه, ابزارهای مناسب واسش وجود داشته باشه, طرفدار داشته باشه چون فقط در این صورته که توسعه اش پایدار میشه, و مهم تر از همه حتما سعی کن یه زبان اوپن سورس و آزاد باشه که تو بتونی آزادانه ازش استفاده کنی.
در مورد کاربرد هم نمیدونم منظورت چیه. وقتی از یکی درخواست برنامه قبول میکنی یارو نمیگه میخوام با فلان زبان نوشته بشه حتما. اگه اینجور بود که هر برنامه نویسی باید 400 تا زبان رو به صورت حرفه ایی بلد می بود.
گول تبلیغات رو هم نخور. دات نت و جاوا خودشونو با تبلیغات خفه کردن. یه جوری بهت میقبولونن که اونها بهترین هستن و بهترین راه حل ها و ابزارهارو دارن در حالی که علنا میبینیم هنوز هم اکثر برنامه ها حداقل در سمت دسکتاپ داره با ++C/C نوشته میشه.
می 10, 2009 روی 6:00 ق.ظ
امیر
سلام
ممنون از توضیحاتت
حالا این شرایطی که گفتی را پایتون داره ؟!
خودت از چه زبونی استفاده میکنی ؟!
محیط وِیژوالی که معرفی کردی به روانی ویژوال استودیو هست ؟!
می 11, 2009 روی 12:34 ب.ظ
امیررضا
اینکه من از چه زبونی استفاده میکنم که خوب واسه شما جواب نمیشه چون سلیقه ی من یه چیزه سلیقه ی شما یه چیزه دیگه. بعدش مگه ویژوال استودیو چقدر رونه که بقیه رو با اون مقایسه میکنید؟ D: این همه زبان هست که شرایطی که من گفتم رو داره, برو کدهاشونو ببین, هر کدوم رو یه مقداری کمی از مستنداتشون رو مطالعه کن به صورت سطحی, با هر کدوم که دیدی بیشتر باهاش راحتی برو دنبال همون.