You are currently browsing the category archive for the 'روزنوشت' category.

حدودا هفته ی پیش بود که تصمیم گرفتم تم بلاگ رو عوض کنم تا یکنم از یه نواختی در بیاد. الآن هم لوگوها های این کنار رو عوض کردم. این بار سعی کردم از لوگوهای خوش رنگ تر و بزرگ تر استفاده کنم. به جز او لوگوی فایرفاکس, بقیه لوگوها رو خودم از رو فایل svg شون ویرایش کردم. می تونین همه ی این لوگوها رواز این لینک دریافت کنید.

هرکی هم خواست می تونه ازشون استفاده کنه. تبیلغ و گسترش نرم افزارهای آزاد, یا هر چیزی دیگه ایی که دوستش داریم,  کمترین کاریه که می تونیم در حق سازنده هاشون انجام بدیم.

متاسفانه یکی دو روز پیش لس پاول نوازنده ی افسانه ایی سبک جز, بلوز, و پاپ درسن 94 سالگی گذشت. افراد کمی پیدا میشن که در طول زندگیشون تونسته باشن در این حد به موزیک دنیا خدمت کنن. فکر میکنم برای کسایی که با سبک های جز, بلوز, و راک آشنایی داشته باشن نیاز به توضیح نداره اما برای کسایی تا الآن با این هنرمند آشنا نیستند لازمه توضیح کوچیکی بدم.

لس پاول در حال اجرا در سن 93 سالگی

لس پاول در حال اجرا در سن 93 سالگی

لس پاول یکی از بزرگترین نوازندگان گیتار در سبک های جز و بلوز بود که حتی در سن 94 سالگی هم روی سن میرفت و بهتر از خیلی های دیگه اجرا میکرد. لازم به توضیح نیست که در این سن قدرت تحرک, بینایی و مخصوصا شنوایی دیگه مثل سابق عمل نمیکنه ولی اگه کسی مثل لس پاول گیتار رو دستش بگیره احتمالا نیاز به هیچ کدوم این قدرت ها نداره!

در مورد آلبوم ها, آهنگ ها و یا جوایزی که این مرد در طول زندگیش دریافت کرده نمیشه در یه همچین نوشته ی کوچیکی  توضیح داد. لس علاوه بر فعال بودن در زمینه ی ساخت آهنگ های زیبا, باعث نوآوری های زیادی در صنعت موسیقی شد.

شاید برای افراد فعال در موسیقی جالب باشه که بدونن اولین نفری که افکت های delay مثل tape delay یا phasing رو در صنعت موسیقی وارد کرد لس بود و شاید جالب تر باشه که بدونید لس اولین کسی بود که از تکنیک ضبط به صورت multitrack در آهنگ هاش استفاده و بعد ها این کار به یه عمل بدیهی در ساخت آهنگ ها تبدیل شد.

اما یکی از بزرگترین خدمت های لس به جامعه نوازندگان, کمک به کارخانه گیتار سازی معروف گیبسون بود که باعث شد معروف ترین گیتار الکتریک تمام دوران ساخته بشه.  این گیتار در پی تلاش لئو فندر برای ساخت گیتار های الکتریکی ساخته شد که از چوب توخالی استفاده نمیکردند و به اصطلاح بشقاب نداشتند. و چون در اون زمان کارخانه فندر قدمت و معروفیت گیبسون رو نداشت گیتار الکتریک تازه ساخته شده به سرعت جای خودش رو بین نوازندگان گیتار باز کرد و از همون دوران این دو شرکت همیشه اصلی ترین رقیب همدیگه بودن.

گیتار لس پاول ساخت کارخانه ی گیبسون

گیتار لس پاول ساخت کارخانه ی گیبسون

این گیتار “لس پاول” نام گرفت و از همون روز اول با امضای لس پاول به فروش میرسید. این کار دو دلیل داشت یکی اینکه لس یکی از حرفه ایی ترین نوازندگان گیتار در زمان خودش بود و از طرفی هم گیتار تقریبا از پایه توسط خودش طراحی شده بود. این گیتار رو احتمالا افراد معمولی هم خیلی در کلیپ ها تو دست گیتاریست های بزرگ دیدن. اسلش, هتفیلد, یا کرک همت شاید معروف ترین گیتاریست های شناخته شده در ایران باشن که به کررات از گیتار امضا شده ی لس پاول استفاده کردن ولی در واقع تمام نوازندگان گیتار الکتریک دنیا یا این گیتار رو ساز پیش فرض خودشون قرار دادند, یا در تعدادی از آهنگ های خودشون از اون استفاده کردن, و یا اینکه همیشه دوست داشتن که از اون استفاده کنن. میشه گفت سبک راک با این گیتار عجین شده.

از نظر من همون فیس بوک می تونست خلا twitter رو برای من پر کنه ولی آخر سر تصمیم گرفتم که برم و توش عضو شم. آدرس پروفایلم اینه

الآن هم دارم میچرخم بچه هایی که دوست دارم رو پیدا کنم. هنوز دستم با سیستم twitter خوب عادت نکرده. از تمام دوست و رفقا هم درخواست میکنم که منو add کنن یا fallow کنن یا هر چیزه دیگه ایی که این twitter اسمش رو میذاره. چون اگه به خودم باشه تا 2 سال دیگه هم نمیتونم نصفه بچه رو پیدا کنم.


وقتی که میدونی آتیش دستت رو میسوزونه, اگه بهش دست بزنی, پس خیلی احمقی.

وقتی که میدونی اگه شنا بلد نباشی غرق میشی, ولی بازم بری توی آب, پس خیلی احمقی.

وقتی که میدونی اگه رانندگی بلد نباشی تصادف میکنی, اما باز میشینی پشت ماشین, پس خیلی احمقی.

.

.

.

وقتی میدونی که رای تو اندازه پشم هم ارزش نداره, ولی باز میری رای میدی, پس خیلی احمقی!

من به شخصه هیچ قصد رای دادن نداشتم چون یه همچین روزی رو میدیدم. از هیچ کدوم از کاندیدا ها هم خوشم نمی یومد.

ما که نفهمیدیم میر حسین کی بود و یه دفعه از کجا پیداش شد! اکثر جوون ها جرات ندارن اعتراف کنن که تا 2 ماه پیش اصلا نمی دونستن میر حسین کیه. خیلی ها هم پایین مانتوی خودشون رو یه وجب دادن بالاتر – لباس سبزی که نماد سید هاست رو به تن کردن – وسط خیابون رقصیدن – بعضیا هم به خاطر حس تنفر نسبت به کاندیدای رقیب شخصیت یه جوون ایرونی رو زیر سوال بردن و وسط خیابون عین بچه های 5 ساله کلاغ پر بازی کردند و فکر کردن در صورت انتخاب شدن میر حسین فردا همگی میتونن با بیکینی توی ونک راه برن. زهی خیال باطل.

از اون ها بدتر طرفداران محمود احمدی نژاد بودن. با این همه دروغ, با این همه مشکلات اقتصادی و اجتماعی, و با این سیاست خارجه ی نابسامان, حتی اینکه کسی بتونه تو فکر خودش یه بار دیگه این مرد رو به عنوان ریاست جمهور قبول کنه برام غیر قابل تحمله.

دو کاندیدای دیگه هم که بیشتر حکم نخودی رو بازی میکردن!

اما طرف کارش درست بود! فضای سیاسی رو واسه یه هفته باز گذاشت. موافقت کرد مناظره برگزار کنن. به هر 4 تا هم اختیار کامل داد که هرچی از دهنشون در بیاد بهم بگن. چرا؟ چون مردم ایران حال میکنن ببینن مسئولین باهم دعوا میکنن. چون مردم عشق میکنن بشنون رفسنجانی دزدی میکنه… مردم خیلی حال کردن… اما یکی از همون مردم از خودش پرسید که اگه رفسنجانی به گفته ی احمدی نژاد دزدی میکنه پس چرا الآن باید رییس تشخیص مصلحت باشه؟ اصلا کسی پرسید از خودش که کی این سمت رو بهش داده؟ چون اگه میدونستن شاید خیلی چیزهای بیشتری واسشون روشن میشد.

اینقدر دغل بازی درآوردند که جوون ها خام شدن. یکیش خودم. به میرحسین رای دادم, نه به خاطر خودش – به خاطر احمدی نژاد. به خاطر اینکه چهار سال آتی رو یکی غیر از احمدی نژاد رییس جمهور بشه. عهدی که با خودم بسته بودمو شکستم. خیلیا این عهد و شکستن – که اگه نمیشکستن مسئولین میزان رای بالای 80% درصد رو تو خواب خودشون هم نمیدیدن.

اما نتیجه…

بازنده : مردم

برنده : طرف!

این آمار سرسام آور رای دهندگان  فقط یک مهر تایید بزرگ رو برای آقایون به ارمغان آورد. مبارکتون باشه. میر حسین انتخاب نشد که هیچ, میزان رای محمود جون رو عددی اعلام کردن که خودش هم عمرا باورش نشه! خلاصه اینکه آقاجون “ز که نالیم که از ماست که بر ماست

در این 30 سال همه فهمیده بودن که رای شون هیچ ارزشی نداره, اما باز هم رفتن رای دادن. من هم میدونستم از قبل, ولی باز هم رفتم و رای دادم. و به این خاطر که خودم باعث شدم به شعور خودم توهین بشه, از خودم معذرت خواهی میکنم و به خودم قول میدم که دیگه نذارم هیچ مهری توی شناسنامم زده بشه.

پ.ن: امروز متوجه شدم توی planet.gnudownload.org هشصد تا پست به زبان انگلیسی از طرف اسم من نمایش داده شده که خوب من اولین بار بود که این پست ها رو میدیم.

اینطور که پیداست باز هم تو بروبکس نسل سومی آتیش افتاده. یه عده ریش گذاشتن, یه عده ریشارو زدن. یه عده لباسای راحته سبز میپوشن, یه عده یقه آخوندی رو تا بالا سفت کردن. ناسلامتی داره انتخابات میشه دیگه…

تا دیروز دخترا روسریشون یه سانت عقب بود صداشون میکردن منحرف, اما حالا بودن همون دخترا کنار ستادهای انتخاباتی یه مزیت واسه صاحب ستاد به حساب میاد. حالا میخواد روسری بذاره-نزاره-مانتوش کوتاه باشه-نباشه-آرایش کرده باشه-نکرده باشه… تازه اسمشونم دیگه منحرف نیست بهشون میگن جوانان غیور ایران زمین.

تا یه سال قبل اگه از سه کاندیدای جدید میپرسیدی وضع کشور چطوره و آیا از رییس جمهور راضی هستید یا نه؟ همشون میگفتن به لطف خدا هر روز داریم پیشرفت میکنیم و با مدیریت رییس جمهور محترم وضع اقتصادی رو به رشد قرار داره… حالا اما همون سه کاندیدا خنجر از رو بستن که آقاجون ما از بقیه 50 سال عقب موندیم تو این چهارساله؛ مردم به خاطر ندانم کاری های دولت از گرسنگی دارن تو زمین چمن علف میخورن… اونموقع دورغ گفتن چون به خاطر حفظ انقلاب باید مردم رو آروم نگه میداشتن. اما حالا باز هم به دلیل حفظ انقلاب دارن پته ی همو رو آب میریزن چون فکر میکنن دولتی که خودشون در آینده تشکیل میدن از بقیه بهتره. کسی هم نمیگه بابا شما تا دیروز اونطوری بودی و حالا امروز شدی اینطوری؟ حالا هر کدوم واسه خودشون شدن یه قهرمان ملی!

تا بوده همین بوده. مردم ایران عادت دارن تو فکرشون قهرمان های ملی بسازن. کوروش کبیر, یه پادشاه نیمه دیوانه که چون یهودیها رو آزاد کرد و گاها یه مهربونی هایی از خودش نشون میداد شد قهرمان ملی ما. دیگه کسی هم از ناقص بودن سلامت عقلی و حرکات نامعقولش حرفی نمیزنه. یا مثلا داریوش کبیر, نمونه ی یک انسان خونخوار, کسی که با فکر کشتن میخوابید و با فکر کشتن بیدار میشد. اما بهرحال به خاطر وسعت بخشیدن به مرزها و عشقش به آیین زرتشت شده مظهر ملی ما. از این “کبیر”ها در طور تاریخ این سرزمین زیاد بودن. جز یکی دو مورد که به حق قهرمان های ملی هستن, بقیه در واقع زاییده فکر خود ماها بودن.

این ها یکی دوتا از چندین دلیلی هستن که باعث شده من همیشه بگم که از سیاست متنفرم. تو تاکسی, تو دانشگاه, تو خیابون, تو جمع های خونوادگی, من همیشه خودم رو از بحث های سیاسی میکشم کنار. سیاست یعنی پدرسوخته بازی و سیاست مدار یعنی پدرسوخته(زبونم لال)

واسه من مهم صلحه. مهم سر گذاشتن رو بالش بدون دغدغه مالیه. مهم پیشرفت علمی مردم کشورمه. مهم ارتباط دوستانه با بقیه مردم جهانه. مهم آزادیه.

کاری ندارم دیروز چی بودیم. کاری ندارم کوروش کبیر کی بود. واسم مهم اینه که الآن چی هستیم. آره, قدیما پارس قدرتی داشت اون سرش ناپیدا. اما به خدا نمیشه با گذشته زندگی کرد. بابا ماها حتی دیگه پارسی هم نیستیم. چرا مردم نمی خوان این واقعیت رو قبول کنن که قوم پارس یه قوم فوق الآده کوچیک بود در منطقه فارس که بعد هخامنشیان کاملا متلاشی شد. بخدا هیچ کدوم از ماها 100 تا جد قبلمون هم به اونا ربط پیدا نمیکه. فقط داریم جایی زندگی میکنیم که قبلا در محدوده حکومتی اونا بوده. همین!

پس تاریخ و بندازین دور. گور بابای گذشته و تاریخ چند هزار ساله. واسه من مهم اینکه وقتی میرم تو اینترنت, به کشورم حتی به اندازه ی نپال و مالدیو هم اهمیت داده نمیشه. هر لیستی رو باز میکنی اسم هر قبرستونی هست جز ایران.

واسه من مهم نیست که رییس ناسا ایرانیه, واسه من مهم اینکه تو کشور خودم یه چیزی مثله ناسا رو داشته باشم. امیدوارم توده ی مردم یه روزی بفهمن که بابا جون سازمان فضایی هر کشوری (حتی ایران) زیر نظر دولت اون کشور و شخص اول اون کشور که رییس جمهور باشه فعالیت میکنه. پس رییس ناسا در حالتی ایرانی به حساب میاد که ما بخوایم اوباما رو یه ایرانی به حساب بیاریم.

واسم مهم نیست کی رییس جمهور میشه. اما هرکی که میشه, میخوام بهش بگم تورو جونه عزیزات قسم یه کاری کن که مردمه ما شخصیتشون جلو بقیه مردم دنیا حقیر نشه. تورو جونه بچه هات یه کاری کن مردم وقتی میرن خرید دلهره دخل و خرج آخر ماه رو نداشته باشن. تورو جون فاطمه زهرا قسم نذار به خاطر چن سانت کوتاهی مانتو ناموس مردم کتک بخوره و فحش بشنوه. تورو به علی قسم…… یکم مرد باش!

.

.

.

.

.

.

یه چیزه دیگه. تورو جون من! دیگه نذار فیس بوک فی ل تر شه.

قبل از اینکه چیزی رو شروع کنم بذارید همین اول بگم که من کشوری به اسم اسراییل رو به رسمیت میشناسم! مانند همه ی مردم و مانند همه ی کشور ها (به غیر ایران البته).. و برای حرفم هم دلیل دارم.

اسراییل هرچند که به زور وارد فلسطین شد اما به هر حال تونست وضعیت خودش رو در منطقه پایدار کنه و در حال حاظر سال ها از بودن موجودی به اسم اسراییل در خاور میانه میگذره. مردمش در این محل زندگی میکنن, کار میکنن, و حتی میشه گفت این دومین و شاید هم سومین نسل از مردم باشه که در اسراییل زندگی میکنن. اسراییلی ها تمام این ها رو مدیون مردم مظلوم فلسطین هستن. شاید نباید گفت مردم مظلوم. بهتره بگیم مردم خاک بر سر و بی غیرت!!!!!!

مگه همین جایی که ما الآن به عنوان ایران داریم زندگی میکنیم با جنگ خون ریزی جزو خاک ایران نشده؟ چرا اینقدر برگردیم در تاریخ عقب… رجوع کنید به همین 100 سال 200 سال گذشته. مگه نبوده در طی این سال ها که به زور قسمت های بزرگی از خاک کشورمون رو از ما گرفتن که البته به خاطر شاه های بی غیرت و ترسوی ایران بوده؟

میگید اسراییل به زور وارد فلستین شده؟ باشه قبول… ولی مگه همین ایران خودمون نبود که بین انگلیس و شوروی نصف شده بود؟ الآن اون انگلیس و شوروی کجا هستن؟ چرا کسی نتونست در طول تاریخ چند هزار ساله به حرمت ایران دست درازی کنه؟ من بهت میگم چرا: چون ایرانی غیرت داره, چون ایرانی ناموس داره, چون ایرانی جنگندست, چون ایرانی اگه ایران نباشه زنده و مرده بودن واسش فرق نداره.

اما امان از دست این جماعت عرب. بی غیرت, عقب افتاده, ترسو, و از همه مهم تر دورو!

مردم فلسطین چطور اجازه دادن اسراییل به همین راحتی بیاد به خاکشون؟ از نظر شما اینگه بمب ببندی به کمرت و بری 4 نفر آدم بی گناه که هیچ ربطی به مسایل سیاسی ندارن رو بکشی دفاع از خاک به حساب میاد؟ عرب های پست فطرت و دورو که ثابت کردن  همانقدر ترسو و نامرد هستن که در زمان حسین بودند. وقتی به حسین خیانت میکنن چه انتظاری میره که به بقیه خیانت نکنن. پس هیچ حرفی در این نمی مونه که حتی اگه اسراییل به زور هم وارد فلسطین شده باشه باید در حال حاظر به عنوان یک کشور رسمی و مستقل شناخته بشه. مردمی که نتونن از خاک کشورشون دفاع کنن به درد جرز دیوار هم نمی خورن. مگه ایرانی ها مقابل انگلیس و روسیه تا دندون مسلح بودن؟ مگه زمان انقلاب با توپ تانک رژیم شاه رو بر انداختن؟ آقا چرا اصلا اینقدر ایرانی ها رو مثال بزنیم… مگه گاندی یه با آر پی جی انگلیسی ها رو بیرون کرد؟ یا همین لبنان, چرا اسراییل هر بار به لبنان دست درازی کرد دست از پا دراز تر برگشت؟ ( که اونم صدقه سر ایرونی هاست)

نخیر آقا جون ایرانی هر چی داره رو حساب غیرت و شجاعت و اتحاد مردمش (در زمینه ی دفاع از خاک) داره که عرب جماعت نمی تونه 10000 سال دیگه هم بهش برسه… واقعا فکر میکنید کسی جرات داشت (یا داره) که بخواد بلایی مثل فلسطین رو سر ایران بیاره؟ مگه اینکه تو خواب ببینه…

اما این وسط بی عرضه بودن فلسطینی ها اصلا حرکات وحشیانه ی اسراییلی ها رو توجیه نمیکنه. من نمی دونم شما کلمه ی وحشی رو به چه صورتی معنی میکنید. کار اسراییلی ها مثل بچه ی بازیگوشی میمونه که یه قناری رو توی یه قفس کوچیک زندانی کرده و هی داره با چوب اذیتش میکنه. یه عده مردم بی گناه, یه عده مردم بی دفاع, زن و بچه, پیر و جوون, توی یه محاصره قرار گرفتن… برق ندارن, آب ندارن, گرما ندارن, دارو ندارن, و از همه مهم تر بقیه هم اجازه ی هیچ گونه کمکی به اون ها رو ندارن… حالا این وضعیت رو در نظر بگیر, بهش موشک و بمب و خمپاره هم اضافه کن. این نهایت جنون و وحشی گری یک حکومت هستش.

حالا کیا پشت اسراییل واستادن؟ همین عرب ها… همین مصر که اجازه نمیده کسی به غزه کمک کنه. اینجاست که من میگم هر چی عربه لجن صفته. اگه دو ملت ایرانی بودن با هم چنین کاری میکردن؟ من کاری ندارم آمریکا و انگلیس و فرانسه چه غلطی میکنن, مهم این هستش که عرب ها به عنوان برادر چه واکنشی در قبال کشته شدن برادرانشون انجام میدن.

همونطور که امسال بن لادن وجهه ی مسلمون ها رو خراب میکنن, این جور حرکات اسراییل هم وجهه ی یهودی ها رو خراب میکنه. درسته مدام تو اخبار از حمایت انگلیس و امریکا گزارش میدن ولی منظور دولتشونه نه حکومتشون. همین دیشب با یکی از دوستان قدیمی که در حال حاظر تو انگلیس زندگی میکنه چت میکردم, میگفت از وقتی که BBC خبر تصویری موشک اندازی از طرف اسراییل به دو تا مدرسه ی پراز بچه رو پخش کرده, انگلیسی ها فقط کم مونده تو روی یهودی ها بهشون فحش بدن. میگفت تا حرف غزه میاد هر چی یهودیه فرار میکنه در حالی که اون بیچاره چه گناهی دارن. اما حیف که یه عده باعث بی اعتباری دین یهود میشن همونطور که یه عده تند رو باعث بی اعتباری نام اسلام شدند.

شاید الآن بگید با این همه بدبختی تو مملکت خودمون چرا باید دولت به فلسطین کمک کنه یا چرا ما باید غصه ی فلسطین رو بخوریم. آقا جون من به دولت چی کار دارم. من چی کار دارم احمدی نژاد و رفقاش چی کار دارن میکنن. مگه من به خاطر 4 تا آقازاده دارم زندگی میکنم که حالا بخوام به حرف اونا طرز فکرم رو تغییر بدم. حرف من اینه: هر آدمی که ذره ایی انسانیت تو وجودش باشه نمی تونه حرکت اسراییلی ها در غزه رو چیزی جز وحشی گری بدونه.

مردم بی دفاع فلسطین چرا باید تاوان احمق هایی مثل حماس رو بدن؟ فکر میکنید از این 600-700 نفر مرده (تا الآن) چن نفرشون جزو حماس بودن؟ به خدا اگه یه نفر از حماس هم تو یه همچین موقع هایی جرات کنه خودشو نشون بده. میشینن اون بالا مردم رو تحریک میکنن, وقت جنگ که میشه مردم رو میفرستن جلو خودشون قایم میشن. آخه یکی نیست به حماس بگه بدبخت های خاک بر سر شما که گور ندارین کفن داشته باشین گه میخورین شاخ شونه میکشین. همین دو تا تفنگ و موشک هم اگه دولت ایران قایمکی بهتون نرسونه که به چس بندین به گوز پیوند! آقای اسماییل هنیه تا الآن در قبال این همه کشته ی فلسطینی چن تا اسراییلی رو تونستی بکشی؟

در هر صورت, مسبب این جنگ هرکی که می خواد باشه, حماس, اسراییل, آمریکا, ایران یا هر کس دیگه… واسه من فقط این مهمه که یک وحشی گری بزرگ در دنیای امروزی, داره سر یه عده آدم بی گناه تحمیل میشه و هیچ کی هم حرف نمیزنه. حرف که نمیزنه هیچ, یه عده روشن فکر داخلی و خارجی حق رو به اسراییل هم میدن. آقا جون نامرد بازی و آدم کشی مگه شاخ و دم داره؟ موشک انداختن رو سر یه عده بی گناه که در یه محدوده ی بسته زندانی شدن اسمش چیه؟

خب یک روزه که وارد سال جدید میلادی شدیم. اول از همه تبریک میگم به بروبکس مسیحی هم وطن و امیدوارم سال خوبی داشته باشن. درسته که تو کشوری زندگی میکنن که جزو اقلیت ها به حساب میان  اما خودشون هم خوب میدونن که برای یک ایرانی, “وطن” چیزی ماورای “دین” هستش و همه ی افرادی که این خاک رو دوست دارن جزو یک خانواده به حساب میان, خواه مسلمون, خواه مسیحی, خواه یهود, ….

از طرف دیگه چون در اکثر جوامع, تاریخ با توجه به مسایل دینی پایه گذاری شده, و مسیحیان هم پرجمعیت ترین دین حال حاظر دنیا رو دارن پس سال نوی اون ها تقریبا سال نوی “رسمی/سیاسی” همه کشور های دنیا تلقی میشه. پس اینجا جا داره علاوه بر داشتن آرزوی موفقیت برای مسحیان عزیز, آرزو کنم که سال جدید سال آروم و به دور از آشوبی برای همه ی کشور های جهان باشه.

بایگانی